X
تبلیغات
زولا
تاریخ : جمعه 13 آبان‌ماه سال 1390 | 10:40 ب.ظ | نویسنده : mYAGHOOBI

میشود ایا من و تو دفتر کودکی هایمان را وا کنیم / چند خطی را بدون همهمه  کینه  جدل  معنا کنیم / بازی لی لی که یادت هست/ سنگ سخت زندگی را گویی اندر خانه ها بی کینه و غم پرت میکردیم /

اگرمیرفت سنگم روی خط زندگی تا برد رنگش/ تو به دستان لطیفت گویی من ان ندیدم با تمام پاکی و مهر میخزاندی سنگ را در خانه ی بعدی/ و میگفتی برو یک دو  سه  چهار پنج شش هفت و هشت/ گویی ان سنگ بار کل این غم و ان غصه ها بود /چون رسانیدم به اخر باز میگشتم به سویت تک به تک  این خانه ها را/ و دوباره میسپردم من به تو ان را و تو با عشق میبردی/ و من تشویق میکردم و سنگ زندگانی سخت سنگین است



پیچک