X
تبلیغات
زولا
تاریخ : سه‌شنبه 4 بهمن‌ماه سال 1390 | 10:22 ب.ظ | نویسنده : fahime
تو یه دانشگاه گنده ، دوتا دانشجو اسیرن

دوتا بدبخت ، دوتا مشروط ، یکی شون تو یکی شون من!

درسا سنگینه و سخته ، درسایِ کشکی ناجور

شده برج زهر ماری ، واسه دانشجوی مجبور


همیشه مشروطی بوده ، بـین ترمای من و تو

باهمین خیطی گذشته، شب و روزایِ من و تو


کاشکی دانشگاه خراب شه ، من و تو باهم بمیریم

تو یه دانشگاه دیگه ، درسای خوبی بگیریم


شاید اونجا دیگه استاد ، با دانشجو بد نباشه

واسۀ درس خوندنامون ، مشروطی یه سد نباشه


ماباید یه جوری در ریم ، جایی لیسانس بگیریم

واسه ما مشروطی مرگه ، ما تلپ بشیم می میریم



پیچک